3 دلیل اساسی برای پوچ بودن ادعای بزرگ آمریکایی


به گزارش گروه دیگر خبرگزاری فارس، ایالات متحده آمریکا از ابزار قدرت و جنگ ملایم برای تضعیف رقبا و مخالفان ایدئولوژی، رویه ها و سیاست های خود در سطح بین المللی استفاده می کند. از این نظر، آمریکا، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم و تعیین موقعیت هژمونیک برای خود (موضوعی که به ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ابعاد وسیع تری به خود گرفت)، سعی کرد خود را به عنوان یک نماد معرفی کند و به طور عینی حکمرانی خوب را معرفی کند. و اصول اخلاقی در جهان است و عملاً به یک شاخص کلیدی در حوزه های فوق الذکر جهان تبدیل می شود.

از این منظر، بهترین کار برای ایالات متحده این بود که همه با توجه به شاخص های ارائه شده توسط آمریکا، قضاوت کنند که آیا کیفیت حکمرانی در سطح بین المللی خوب است یا بد. در این چارچوب، آمریکایی‌ها به‌ویژه سعی کرده‌اند تصویری زیبا از آمریکا به‌عنوان یک مدینه فاضله جهانی ارائه دهند و با تأکید بر اصولی چون «رویای آمریکایی» جدای از رهبری سیاسی و اقتصادی جهان، رهبری اخلاقی جهان. را نیز بر عهده می گیرند. از این حیث یکی از موضوعاتی که آمریکایی ها مدام بر آن تاکید داشته اند، مفهوم حقوق بشر و لزوم رعایت آن است.

در واقع رهبران آمریکا با تأکید بر مفهوم حقوق بشر که در نزد افکار عمومی بین‌المللی از جذابیت و اهمیت ویژه و ویژه‌ای برخوردار است، تلاش کرده‌اند تا عملاً جایگاه اخلاقی خود و به‌ویژه قدرت نرم خود را در سطح بین‌المللی بهبود بخشند که به ضرر آن است. رقبا و مخالفان برای ترویج. اما به نظر می رسد به سه دلیل اصلی و اساسی، تاکید سیاسی آمریکا بر مفهوم حقوق بشر و جایگاه ویژه این کشور در این زمینه را باید پوچ و بی معنا دانست.

یک: استانداردهای دوگانه ایالات متحده برای مقابله با مفهوم حقوق بشر

یکی از اساسی‌ترین استدلال‌هایی که می‌توان برای رد این ایده مطرح کرد که آمریکایی‌ها بزرگترین مروج احترام به حقوق بشر در جهان هستند، این است که آنها اساساً در هنگام پرداختن به این مفهوم رویکردی دوگانه دارند. در همین راستا شاهد بودیم که تنها چند روز پس از شروع جنگ در اوکراین، مقامات آمریکایی بارها در مورد نقض گسترده حقوق بشر مردم اوکراین توسط روسیه اعلام و سخنرانی کرده اند، اما این موضوع بیشتر بوده است. با گذشت بیش از 70 سال از ترور هزاران فلسطینی و آوارگی آنها، آنها مورد غفلت اشغالگران صهیونیست قرار دارند.

تحقیر او نسبت به مرگ میلیون‌ها غیرنظامی در اثر جنگ‌های خونینی که ایالات متحده در کشورهایی مانند ویتنام، افغانستان و عراق به راه انداخته است، تنها بخش کوچکی از دوبینی و ریاکاری رهبران آمریکایی در مواجهه با مفهوم انسان است. حقوق. ذهن را به فکر وا می دارد. در این راستا نیز شاهد بودیم که رهبران آمریکا به دلیل روابط ویژه ای که با حاکمان مستبد جهان (مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس) دارند، عملاً چشم خود را بر نقض جدی حقوق بشر می بندند. برای آنها اما سال هاست که به طرق مختلف و با استفاده از ظرفیت های رسانه ای خود سعی می کنند رقبای خود را در عرصه بین المللی به عنوان ایران، چین، روسیه، ونزوئلا و سایر کشورها به عنوان دشمنان اصلی مفهوم حقوق بشر معرفی کنند. در سطح بین المللی. مسئله این گزاره مهم این است که نگاه واشنگتن به حقوق بشر فصلی، ابزاری و سودمند است و فاقد اصالت است.

تحقیر رهبران آمریکا از پیامدهای ناگوار تحریم های یکجانبه این کشور علیه کشورهایی مانند ایران که آسیب جدی به زندگی روزمره مردم و تامین مایحتاج اولیه مانند غذا و دارو وارد می کند نیز نشان می دهد که خود آمریکایی ها بزرگترین حقوق بشر هستند. متخلفان در جهان

از منظری کلی، اتخاذ استانداردهای دوگانه از سوی آمریکا در مواجهه با مفهوم حقوق بشر، بزرگترین مصداق لفاظی و پوچ بودن ادعاهای رهبران این کشور در حمایت از حقوق بشر است. حقوق بشر.

دوم: چالش گفتمان ایالات متحده در مورد مفهوم حقوق بشر

بحث اساسی دیگری که می توان برای رد ادعاهای گسترده رهبران آمریکایی مبنی بر حمایت گسترده کشورشان از مفهوم حقوق بشر مطرح کرد، به حوزه گفتمانی مواجهه آنها با مفهوم حقوق بشر اشاره دارد. از این نظر، ایالات متحده در واقع به مفهوم حقوق بشر از دریچه مجموعه ای از اصول و ارزش ها می نگرد و سعی در تعمیم آن در سراسر جهان دارد که خود منجر به نقض جدی حقوق بشر می شود.

زیرا اولاً جهان مجموعه ای متنوع از ارزش ها و فرهنگ های مختلف است و تحمیل یک سری اصول خاص که متعلق به یک کشور و جغرافیای خاص است به کشورهای دیگر چیزی جز بی توجهی به ارزش ها و فرهنگ کشور نیست. کشورهای دیگر و اساساً آمریکا در مواجهه با دنیای متنوع تلاش می کند تا بر تعاریف خود از مفاهیم مختلف مانند حقوق بشر حاکم باشد و تنها منجر به دیکتاتوری در اندیشه و متعاقب آن پایمال شدن حقوق ملت های دیگر می شود. بنابراین، گفتمان آمریکایی به ویژه در حوزه حکمرانی فاقد ظرفیت و البته مجوز تعریف یا تحمیل دیگران در مقیاس جهانی است. حتی اگر این اتفاق بیفتد (چون سال‌هاست که آمریکا با دنیا با همین اصول رفتار می‌کند)، نتایج فاجعه‌باری به همراه خواهد داشت و نه تنها به حمایت از حقوق بشر پایان نمی‌دهد، بلکه به روند نقض حقوق بشر پایان می‌دهد. شتاب می گیرد. و جهان را گسترش می دهد.

سه: موقعیت ایالات متحده به دور از تعریف برای خود عالی ترین موقعیت اخلاقی در جهان است

بحث دیگری که در رد ادعاهای اغراق آمیز رهبران آمریکا مبنی بر معرفی کشورشان به عنوان مدافع حقوق بشر در جهان می توان به آن اشاره کرد این است که آمریکای امروز اساساً با چالش های زیادی در زمینه حفظ حقوق بشر مواجه است. با آنها روبرو هستند و در این فضا اگر بخواهند در حوزه مذکور ادعاهای جهانی داشته باشند با چالش های اساسی مواجه می شوند.

به طور مشخص، در سال‌های اخیر و همزمان با توسعه شبکه‌های اجتماعی، جهان شاهد روند رو به رشد نقض حقوق بشر در آمریکا مانند ترور «جورج فلوید» یا نقض حقوق بشر، رنگین پوستان بوده است. و اقلیت ها، زنان، و مهاجران و سایر گروه های اجتماعی ساکن آمریکا. وقوع تیراندازی های خونین و مرگبار در آمریکا در دوره اخیر، تعداد و تعداد تلفات در سه سال اخیر نسبت به سال های گذشته چندین برابر شده است، همچنین گواه روشنی بر چالش های اساسی آمریکای امروز با حفاظت از انسان است. حقوق در محدوده آن کشور است در این فضا، این کشور اساساً در موقعیتی نیست که بتواند مطالبات جهانی در مورد مفهوم حقوق بشر داشته باشد یا نسخه خاصی در این زمینه برای سایر کشورهای جهان صادر کند.

منبع: جهان نیوز

انتهای پیام/




این مقاله را برای صفحه اول پیشنهاد دهید

دیدگاهتان را بنویسید